قتل

در این مطلب قتل و به طور کلی جنایت را توضیح داده و انواع آن را بیان می نماییم.

جنایت

یعنی آسیب رساندن به جسمِ فرد .

این آسیب رساندن(جنایت) بر دو نوع می باشد:

جنایت بر نفس

به معنای جنایت منجر به قتل می باشد. (جرم قتل)

جنایت مادون نفس

یعنی جنایتی که منجر به فوت نشود که خود بر دو نوع می باشد:

نوع اول-

جنایت بر اعضای بدن

آسیب رساندن یا جنایتی می باشد که بر اعضای بدن انسان اعم از بیرونی (مثل دست و پا) و درونی (مثل کلیه، کبد) وارد می شود.

نوع دوم-

جنایت بر منافع

مقصود از منافع : 1-عقل 2-شنوایی 3-بینایی 4-بویایی 5-چشایی 6-گویایی(صدا) موضوع مواد 675 تا 708 قانون مجازات اسلامی.

تعریف قتل

فوت یا مُردن در لغت به معنای ازاله روح در بدن انسان می باشد که اگر فردی این عمل را علیه انسان زنده دیگری که حیاتش مورد حمایت قانون گذار باشد انجام دهد قتل رخ داده و موجب قصاص است. برابر با شرایط انجام آن فعل مجرمانه ممکن است قصاص بشود یا اینکه تعزیر یا دیه علیه او حکم شود و در مواردی نیز کشتن دیگری، هیچگونه مجازاتی در پی ندارد که در ادامه به آن می پردازیم.

انواع قتل (انواع جنایت)

1-عمد 2-شبه عمد 3- خطای محض

اول- قتل عمد (جنایت عمدی)

بر اساس ماده 290 قانون مجازات اسلامی-

جنايت در موارد زير عمدي محسوب مي شود:

الف- هرگاه مرتكب با انجام كاري قصد ايراد جنايت بر فرد يا افرادي معين يا فرد يا افرادي غيرمعين از يك جمع را داشته باشد و در عمل نيز جنايت مقصود يا نظير آن واقع شود، خواه كار ارتكابي نوعاً موجب وقوع آن جنايت يا نظير آن بشود، خواه نشود.

ب- هرگاه مرتكب، عمداً كاري انجام دهد كه نوعاً موجب جنايت واقع شده يا نظير آن، مي گردد، هرچند قصد ارتكاب آن جنايت و نظير آن را نداشته باشد ولي آگاه و متوجه بوده كه آن كار نوعاً موجب آن جنايت يا نظير آن مي شود.

پ- هرگاه مرتكب قصد ارتكاب جنايت واقع شده يا نظيرآن را نداشته و كاري را هم كه انجام داده است، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنايت واقع شده يا نظير آن، نمي شود لكن در خصوص مجنيّ عليه، به علت بيماري، ضعف، پيري يا هر وضعيت ديگر و يا به علت وضعيت خاص مكاني يا زماني نوعاً موجب آن جنايت يا نظير آن مي شود مشروط بر آنكه مرتكب به وضعيت نامتعارف مجنيّ عليه يا وضعيت خاص مكاني يا زماني آگاه و متوجه باشد.

ت) هرگاه مرتكب قصد ايراد جنايت واقع شده يا نظير آن را داشته باشد، بدون آن كه فرد يا جمع معيني مقصود وي باشد، و در عمل نيز جنايت مقصود يا نظير آن، واقع شود، مانند اينكه در اماكن عمومي بمب گذاري كند.

تبصره 1- در بند (ب) عدم آگاهي و توجه مرتكب بايد اثبات گردد و در صورت عدم اثبات، جنايت عمدي است مگر جنايت واقع شده فقط به علت حساسيت زياد موضع آسيب، واقع شده باشد و حساسيت زياد موضع آسيب نيز غالباً شناخته شده نباشد كه در اين صورت آگاهي و توجه مرتكب بايد اثبات شود و در صورت عدم اثبات، جنايت عمدي ثابت نمي شود.

تبصره 2- در بند (پ) بايد آگاهي و توجه مرتكب به اين كه كار نوعاً نسبت به مجنيّ عليه، موجب جنايت واقع شده يا نظير آن مي شود ثابت گردد و در صورت عدم اثبات، جنايت عمدي ثابت نمي شود.

به شخصی که جنایت را وارد نموده جانی و به کسی که جنایتی بر او وارد شده مجنیٌ علیه می گوییم.

در قتل عمد (جنایت عمدی) مرتکب(جانی) هم قصد رفتار واقع شده را دارد و هم قصد نتیجه یعنی جنایتی که واقع شده بر مجنی علیه (قربانی جنایت) را دارد.

توضیحات بند الف ماده 290-

هنگامی که مرتکب قصد جنایت واقع شده بر مجنی علیه را داشته و جنایت (یا نظیر آن) نیز واقع گردیده دیگر اهمیتی ندارد که فعل مرتکب نوعاً کشنده (یا موجب آن جنایت یا نظیر آن) بوده یا خیر پس چنانچه فردی به قصد کشتن دیگری با یک سیلی ایشان را بکشد قتل عمد رخ داده است.

توضیحات بند ب ماده 290-

بند ب فرضی را می گوید که قصد مرتکب اهمیتی ندارد چرا که فعل ایشان آن قدر برای وقوع جنایت بدیهی بوده که خودش نیز آگاه و متوجه است که چنین رفتاری عرفاً موجب جنایت می باشد.

البته به موجب تبصره 1 ماده 290 چنانچه مرتکب بتواند عدم آگاهی به فعلی که نوعاً موجب جنایت بوده را ثابت نماید جنایت عمدی نمی باشد.

فرض کنید الف به وسیله یک گُرز خیلی سنگین به طرز محکمی به پشت سر ب بزند و ب فوت نماید چنین جنایتی عمدی محسوب می گردد. حال اگر ثابت نماید که اطلاع نداشته که این رفتار موجب این جنایت می گردد (مثلاً قرار بر این بوده که ب جاخالی دهد ولی نداده) در این صورت جنایت عمدی نمی باشد.

توضیحات بند پ ماده 290-

بند پ فرضی را می گوید که مرتکب قصد جنایت نداشته و عملی را که انجام داده نیز نسبت به انسان های متعارف موجب جنایت نمی شود ولیکن وضعیت مجنی علیه خاص بوده و ایشان نیز آگاه به وضعیت خاص مجنی علیه بوده. یا اینکه وضعیت خاص مکانی یا زمانی موجب وقوع جنایت می شده و مرتکب به شرایط خاص مجنی علیه یا شرایط خاص زمانی یا مکانی که موجب وقوع جنایت گردیده ، آگاه بوده است.

مثلاً الف ، زخمی را بر روی دست ب ایجاد می نماید، چنین رفتاری نوعاً موجب قتل نمی شود ولی اگر این رفتار در یک بیابان انجام پذیرد و الف ب را در بیابان با آن زخم رها کند با اینکه قصد قتل او را نداشته، بواسطه شرایط خاص مکانی و آگاهی مرتکب به این موضوع، جنایت عمدی واقع گردیده است.

مستند به تبصره 2 ماده 290- در خصوص بند پ اصل بر این می باشد که مرتکب آگاه و متوجه نسبت به وضع خاص مجنی علیه یا وضع خاص زمانی یا مکانی نبوده و برای عمد تلقی شدن آن باید آگاهی ایشان ثابت گردد.

توضیحات بند ت-

فرضی را می گوید که مرتکب شخص خاصی یا جمع معینی را برای ایراد جنایت مد نظر قرار نداده است و هدف ایشان صرفاً ایراد جنایت ولو به یک جمع نامعین می باشد مانند بمب گذاری در یک خیابان.

دوم- قتل شبه عمد (جنایت شبه عمد)

برابر با ماده 291 قانن مجازات اسلامی-

جنايت در موارد زير شبه عمدي محسوب مي شود:

الف- هرگاه مرتكب نسبت به مجنيّ عليه قصد رفتاري را داشته لكن قصد جنايت واقع شده يا نظير آن را نداشته باشد و از مواردي كه مشمول تعريف جنايات عمدي مي گردد، نباشد.

ب- هرگاه مرتكب، جهل به موضوع داشته باشد مانند آنكه جنايتي را با اعتقاد به اينكه موضوع رفتار وي شيء يا حيوان و يا افراد مشمول ماده (302) اين قانون است به مجنيّ عليه وارد كند، سپس خلاف آن معلوم گردد.

پ- هرگاه جنايت به سبب تقصير مرتكب واقع شود، مشروط بر اينكه جنايت واقع شده مشمول تعريف جنايت عمدي نباشد.

در جنایت شبه عمد، مرتکب قصد رفتار را بر روی مجنی علیه دارد ولیکن قصد ارتکاب جنایت بر او را نداشته و آن رفتار نیز نوعاً موجب جنایت نمی شوند؛ مانند آنکه الف بدون قصد کشتن ب، به او سیلی بزند و ب بمیرد.

در خصوص بند ب:

فرضی را می گوید که فرد هم قصد فعل دارد هم قصد نتیجه ولی در موضوع هدف ایشان اشتباه رخ داده. فرضاً با تصور به اینکه موضوع هدف او حیوان است یا افراد ماده 302 قانون مجازات اسلامی ولیکن بعد از انجام فعلی که موجب جنایت است متوجه می گردد موضوع هدف ایشان انسان زنده و مورد حمایت قانون (محقون الدم) بوده است.

افراد مشمول ماده 302 قانون مجازات اسلامی چه کسانی هستند؟

مهدورالدم به چه کسانی گفته می شود؟

ماده 302- در صورتي كه مجنيٌ عليه داراي يكي از حالات زير باشد، مرتكب به قصاص و پرداخت ديه، محكوم نمي ‌شود:

الف) مرتکب جرم حدی که مستوجب سلب حیات است.

ب) مرتكب جرم حدي كه مستوجب قطع عضو است، مشروط بر اينكه جنايت وارد شده، بيش از مجازات حدي او نباشد، در غير اين صورت، مقدار اضافه بر حد، حسب مورد، داراي قصاص و يا ديه و تعزير است.

پ) مستحق قصاص نفس يا عضو، فقط نسبت به صاحب حق قصاص و به مقدار آن قصاص نمي‌ شود.

ت) متجاوز و كسي كه تجاوز او قريب‌ الوقوع است و در دفاع مشروع به شرح مقرر در ماده (156) اين قانون جنايتي بر او وارد شود.

ث) زاني و زانيه در حال زنا نسبت به شوهر زانيه در غير موارد اكراه و اضطرار به شرحي كه در قانون مقرر است.

تبصره 1- اقدام در مورد بندهاي (الف)، (ب) و (پ) اين ماده بدون اجازه دادگاه جرم است و مرتكب به تعزير مقرر در كتاب پنجم «تعزيرات» محكوم مي‌ شود.

تبصره 2-در مورد بند (ت) چنانچه نفس دفاع صدق كند ولي از مراتب آن تجاوز شود قصاص منتفي است، لكن مرتكب به شرح مقرر در قانون به ديه و مجازات تعزيري محكوم مي‌ شود.

(این مبحث به طور کامل در بخش شرایط اجرای قصاص بررسی شده است.)

وارد کردن جنایت به افراد بند الف ب پ موجب تعزیر است و وارد کردن جنایت به فرد موضوع بند ت و ث نه موجب قصاص است نه موجب تعزیر و نه موجب دیه.

توضیحات بند پ ماده 297 قانون مجازات اسلامی:

در این بند جنایتی که ماهیتاً رخ داده خطای محض است ولیکن به دلیل تقصیر مرتکب، شبه عمد شده است.

مستند به تبصره ماده 145 قانون مجازات اسلامی ، تقصیر اعم از بی احتیاطی ، بی مبالاتی است، مسامحه، غفلت، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی و مانند آن ها حسب مورد از مصادیق بی احتیاطی یا بی مبالاتی محسوب می شود.

فرضاً مسئول مربوطه کنترل صحت فنی پمپ بنزین به دلیل عدم مهارت، مجوز شروع به کار به پمپ بنزین می دهد ولیکن پمپ بنزین به دلایل عدم رعایت ایمنی و مشکلات فنی منفجر گردیده و تعدادی از افراد کشته و تعدادی نیز مجروح می شوند.

مسئول کنترل صحت فنی پمپ بنزین نه قصد انجام فعل را داشته و قصد نتیجه را ولیکن به دلیل تقصیری که مرتکب گردیده جنایت شبه عمد محقق می گردد.

بنابراین جنایت خطای محض+ تقصیر= جنایت شبه عمد.

سوم- قتل خطای محض (جنایت خطای محض)

برابر با ماده 292 قانون مجازات اسلامی-

جنايت در موارد زير خطاي محض محسوب مي‌ شود:

الف) در حال خواب و بیهوشی و مانند آن ها واقع شود.

ب) به وسیله صغیر و مجنون ارتکاب یابد.

پ)جنايتي كه در آن مرتكب نه قصد جنايت بر مجنيٌ عليه را داشته باشد و نه قصد ايراد فعل واقع شده بر او را، مانند آنكه تيري به قصد شكار رها كند و به فردي برخورد نمايد

تبصره- در مورد بندهاي (الف) و (پ) هرگاه مرتكب آگاه و متوجه باشد كه اقدام او نوعاً موجب جنايت بر ديگري مي گردد، جنايت عمدي محسوب مي شود.

در جنایت (قتل) خطای محض، مرتکب نه قصد فعل مجرمانه را دارد و نه قصد نتیجه واقع شده را، هم چنین در این راستا مرتکب تقصیر نیز نمی شود چرا که اگر مرتکب تقصیر شود جنایت شبه عمد است.

جنایتی که توسط صغیر و مجنون انجام یابد مطلقاً جنایت خطای محض است.

جنایت در خواب و بیهوشی خطای محض است مگر آنکه آگاه و متوجه باشد که اقدام او موجب جنایت می شود.

تصادفات منجر به قتل یا جراحات در این بخش بررسی گردیده است.

آرا وحدت رویه مرتبط با جنایت

رای وحدت رویه شماره 860 مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۴ هیأت عمومی دیوان عالی کشور در خصوص جنایات مادون نفس اصل بر تعدد و عدم تداخل دیات بوده لذا در فرض از بین رفتن هر یک از منافع دیه جداگانه تعیین می گردد

رای وحدت رویه شماره 815 هیات عمومی دیوان عالی کشور با موضوع عدم امکان تعیین مجازات تعزیری برای جنبه عمومی جرم براساس قسامه

رای وحدت رویه شماره 808 هیات عمومی دیوان عالی کشور درخصوص قابلیت فرجام آراء صادره درباره جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان مجموع دیات متعلقه نصف دیه کامل یا بیش از آن است

رای وحدت رویه شماره 804 هیأت عمومی دیوان عالی کشور درباره مسئولیت پزشک و پرستار در برابر جراحات ایجاد شده

رای وحدت رویه شماره 790 هیات عمومی دیوان عالی کشور با موضوع پرداخت دیه از بیت المال در مواردی که مرتکب صدمه عمدی مادون قتل شناسایی نشده باشد

رای وحدت‌ رويه شماره 777 هيأت عمومي ديوان عالي كشور در خصوص تكليف صندوق تأمين خسارت هاي بدني به پرداخت مابه التفاوت ديه كليه جنايات عليه زنان اعم از نفس يا اعضاء

رای وحدت رويه شماره 740 هیأت عمومی ديوان عالي كشور مورخ 1394/1/18 در خصوص تعيين ميزان ارش از بين بردن طحال

رای وحدت رویه شماره 698 هیأت عمومی دیوان عالی کشور مورخ 1386/01/21 راجع بهتعیین کیفر در حدود مقررات ماده 612 قانون مجازات اسلامی با احراز عمدی بودن قتل به طریق مقتضی و سایر شرایط مذکور در این ماده ملازمه داشته و رسیدگی به آن نیز براساس تبصره 1 ماده 20 قانون تشکیل دادگاه ­های عمومی و انقلاب، از خصائص دادگاه کیفری استان می‌باشد “

رای وحدت رویه شماره 689 مورخ 1385/04/20 هیأت عمومی دیوان عالی کشور راجع به صلاحیت دادگاه ­ها در امور کیفری از حیث رسیدگی تابع نوع مجازات و میزان آن است، بنابراین رسیدگی به تجدیدنظرخواهی شاکی در مورد اتهام متهم به‌ ارتکاب قتل عمد، با توجه به نوع مجازات آن در صلاحیت دیوان عالی کشور است

رای وحدت رویه شماره 683  مورخ 1384/10/13 هیأت عمومی دیوان عالی کشور در خصوص جنایت بر عضوی که شرعاً میزان دیه  آن به صورت دقیق تعیین نگردیده باشد لذا در این موارد ارش تعیین می گردد

***جهت مشاوره حقوقی با وکیل پایه یک دادگستری گروه وکلای راهِ قانون در ارتباط باشید***

حمید عسکری

مطالب مرتبط
keyboard_arrow_up