قلع و قمع بنا

قلع و قمع بنا به معنای از بین بردن آثاری می باشد که شخص دیگری بدون داشتن حقی در ملک دیگری ایجاد کرده است مانند درست کردن خانه بر روی زمین شما.

دادخواست قلع و قمع بنا

مهم ترین رکنی که باید در این دادخواست رعایت شود، مالکیت می باشد؛ در واقع می توان گفته ، خواسته قلع و قمع یک خواسته مکمل در دعوای خلع ید می باشد.

در دعوای خلع ید مالک رسمی ملکی تقاضای اخراج دیگری را از ملک خود می نماید، چنانچه آن شخص بنایی نیز ساخته باشد یا به طور کلی تغییر وضعیتی ایجاد نموده باشد خواسته قلع و قمع بنا نیز می بایست در دادخواست وجود داشته باشد.

تمامی اموال غیرمنقول باید به ثبت برسند. حال چنانچه ملکی دارای سند رسمی نباشد و فردی مدعی مالکیت آن می باشد و مدعی است که دیگری در آن ملک تغییر وضعیتی بوجود آورده ابتدائاً می بایست اثبات مالکیت و سایر دعوی مربوطه را به موجب دادخواست تقاضا نماید و پس از قطعیت رأی اخیر می تواند دادخواست خلع ید و قلع و قمع بنا را تقدیم نماید چرا که مطابق با رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1383/10/01 خلع ید از اموال غیرمنقول فرع بر مالکیّت است فلذا طرح دعوای خلع ید از زمین، قبل از احراز و اثبات مالکیت قابل استماع نمی باشد.

تفاوت قلع و قمع بنا با زراعت در خلع ید

چنانچه حکم خلع ید در خصوص ملکی صورت گرفته باشد ولیکن در آن ملک زراعتی وجود داشته باشد مانند قلع و قمع بنا آثار را از بین نمی بریم.

ماده 48 قانون اجرای احکام مدنی تعیین تکلیف نموده است؛ یعنی در خصوص زراعت لزوماً آثار را از بین نمی بریم:

ماده 48 قانون اجرای احکام مدنی-

در صورتيكه در ملك مورد حكم خلع يد زراعت شده و تكليف زرع در حكم معين نشده باشد بترتيب زير رفتار ميشوداگر موقع برداشت محصول رسيده باشد محكوم‌ عليه بايد فوراً محصول را بردارد والا دادورز (‌مأمور اجرا) اقدام به برداشت محصول نموده و هزينه‌ هاي ‌مربوط را تا زمان تحويل محصول به محكوم‌ عليه از او وصول مينمايد. هرگاه موقع برداشت محصول نرسيده باشد اعم از اينكه بذر روئيده يا نروئيده ‌باشد محكوم‌ له مخير است كه بهاي زراعت را بپردازد و ملك را تصرف كند يا ملك را تا زمان رسيدن محصول بتصرف محكوم‌ عليه باقي بگذارد و‌اجرت‌ المثل بگيرد. تشخيص بهاي زراعت و اجرت‌ المثل با دادگاه خواهد بود و نظر دادگاه در اين مورد قطعي است.

پس ابتدا به آن چه در حکم آمده عمل می شود اگر در حکم خلع ید تعیین تکلیفی نشده بود:

1-اگر موقع برداشت محصول باشد محکوم علیه باید فوراً آن را برداشت نماید و در صورت امتناع مأمور اجرا این کار را انجام می دهد.

2-اگر موقع برداشت محصول نرسیده باشد محکوم له میتواند بهای زراعت را به محکوم علیه بدهد و آن را مالک شود یا اینکه ملک را تا زمان برداشت محصول در تصرف محکوم علیه بگذارد و اجرت المثل خود را دریافت نماید.

پس در اینجا مانند قلع و قمع با از بین بردن آثار دیگری در مال مالک روبرو نیستیم.

آرا وحدت رویه مرتبط با قلع و قمع بنا

رای وحدت رويه شماره 707 ديوان عالي كشور در خصوص عدم نياز به تقديم دادخواست قلع و قمع بنا موضوع ماده 3 قانون اصلاح قانون حفظ كاربري اراضي زراعي و باغها

***جهت مشاوره حقوقی رایگان با وکیل پایه یک دادگستری گروه وکلای راهِ قانون در ارتباط باشید***

خشایار امیدی

مطالب مرتبط
keyboard_arrow_up