نفی نسب (نفی ولد) و اثبات نسب یکی از دعاوی حقوقی می باشد که کمتر مورد اقامه قرار می گیرد؛ در این مطلب نفی نسب و اثبات نسب را بررسی می نماییم. بدین منظور می بایست ابتدائاً با مفاهیم نَسَب، اَماره فراش آشنا شده سپس شرایط نفی نسب و اثبات نسب را تشریح و آثار و احکام آن را مورد بحث قرار دهیم.
هنگامی که اصل رابطه پدر و فرزندی مورد خدشه قرار می گیرد با این دعوا مواجه می شویم که موارد مرتبط به این موضوع را در ادامه بررسی می نماییم.
نسب
زاد و وَلَد باعث ایجاد نَسَب می شود. یعنی فرزند با پدر و مادر خود ارتباط نَسَبی پیدا می کند و از آن طریق به سایر اقوام و خویشان منتسب می شود و نتیجتاً رابطه توارث میان آن ها به وجود می آید. مسئله ای که حائز اهمیت است اثبات این نسب به پدر و مادر است؛ تعلق فرزند به مادر امر سختی نیست چرا که زن اصولاً نُه ماه باردار است و پس از آن در حضور ماما، خانواده و سایر نزدیکان و وابستگان وضع حمل می نماید بنابراین می توان با شهادت شهود و قراین و امارات اثبات کرد که بچه متعلق به این زن است.
امّا اثبات تعلق فرزند به پدر امر مشکلی است، چطور می توان اثبات کرد که فرزند از نطفه این مَرد است؛ به عبارت دیگر اثبات نسب به چه صورت است؟
هر چند در بیشتر موارد زن اطمینان کافی دارد که بچه از این مَرد است چون بغیر از همسر خود با مَرد دیگری نزدیکی نداشته است ولیکن در مواردی مانند وجود رابطه نامشروع یا به اکراه یا به اشتباه این احتمال را به وجود می آورد که نطفه مَرد دیگری جذب رحم زن شده باشد.
در فقدان آزمایشهای ژنتیکی مثل دی اِن اِی که می تواند با اطمینان بسیار بالایی تعلق یک فرد به پدر و مادرش را ثابت کند، باید اَماراتی مقرر می شدند که مطابق آن اثبات نَسَب صورت گیرد؛ بنابراین در این قسمت ابتدا اماره اثبات نَسَب یا اَماره فراش بررسی می گردد.
اَماره اثبات نَسَب ( اَماره فِراش )
همان طور که بیان گردید اثبات نَسَب به مادر خیلی ساده تر از اثبات نَسَب طفل به پدر است؛ به این جهت قانون گذار اَماره قانونی را مقرر کرده است که مطابق با آن بتوان نسبت طفل به پدر را ثابت کرد که به آن اَماره فراش اطلاق می شود.
برابر با ماده 1158 قانون مدنی “طفل متولد در زمان زوجیّت ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کم تر از شش ماه و بیش تر از ده ماه نگذشته باشد”؛
بنابراین اگر طفلی زودتر از شش ماه از زمان اولین نزدیکی مَرد متولد شود، این اَماره ایست مبنی بر اینکه طفل به مَرد تعلّق ندارد، هم چنین اگر طفل دیرتر از ده ماه از آخرین نزدیکی مَرد متولد شود، این نشان می دهد که این طفل متعلّق به مرد نیست.
اگر زوجیّت بین زن و مَرد به طلاق ، فوت یا اسباب دیگر به پایان رسیده و زن ازدواج مجدد نکرده باشد و طفلی متولد شود مشروط به رعایت مدّت مذکور در ماده 1158 طفل ملحق به شوهر محسوب می گردد.
اگر زوجیّت بین زن و مَرد به طلاق ، فوت یا اسباب دیگر به پایان رسیده و زن ازدواج مجدد نموده باشد و طفلی متولد شود؛ ابتدا باید دید که طبق معیار ماده 1158 یعنی حداقل شش ماه و حداکثر ده ماه از زمان نزدیکی، طفل به کدام شوهر قابل انتساب است؛ چنانچه با لحاظ معیار فوق، طفل تنها به یکی از دو شوهر قابل انتساب باشد در آن صورت طفل به آن شوهر تعلق دارد امّا اگر طفل به هر دو منتسب باشد، در این صورت طفل متعلق به شوهر دوم است مگر خلاف آن ثابت گردد. امّا اگر با اِعمال معیار فوق طفل به هیچ یک از آن ها قابل انتساب نباشد، طفل به هیچ یک از دو شوهر تعلق نمی گیرد.
شرایط نفی وَلَد
در صورتیکه طبق معیار ماده 1158 قانون مدنی طفلی به پدری قابل انتساب باشد، پدر نمی تواند طفل را نَفی کند مگر تشریفات لِعان را طی کند.؛ با انجام تشریفات لِعان، نَسَب طفل از پدر و خانواده پدری قطع می شود و طفل و پدر از هیچ گونه حقوق و تعهّدات پدری و فرزندی برخوردار نخواهند بود.
امّا اگر اِعمال معیار ماده 1158 دلالت بر این داشته باشد که طفل متعلق به پدر شوهر زن نیست، مَرد میتواند تحت شرایطی طفل را از خودش نَفی کند.
1-یکی از شرایط این است که قبلاً به فرزندی طفل اِقرار نکرده باشد و اِلّا نکار بعدی او مسموع نخواهد بود. برابر با ماده 1161 قانون مدنی “ هر گاه شوهر صریحاً یا ضمناً اقرار به ابوت خود نموده باشد، دعوای نفی وَلَد از او مسموع نخواهد بود.“
2- دومین شرایط این است که مَرد باید دعوی نفی فرزند را در یک فاصله معقول پس از اطلاع از تولد طفل مطرح کند و در هر حال اگر دعوی را ظرف مدت دو ماه از زمان اطلاع از تولد طفل مطرح نکند، دیگر نمی تواند طفل را از خود نفی کند ولو اینکه طبق معیار ماده 1158 قانون مدنی آن طفل به ایشان منتَسَب نباشد.
البته چنانچه شوهر از تاریخ واقعی تولد طفل آگاه نباشد و تاریخ تولد را به طریقی به ایشان به غلط اطلاع نموده باشند که فرض بر الحاق طفل بر ایشان باشد، مرور زمان دو ماهه از تاریخ کشف خدعه خواهد بود. (مستفاد از ماده 1163 قانون مدنی)
نمونه دادخواست نفی نسب
دادگاه صالح
برابر با ماده 4 قانون حمایت خانواده دعاوی مربوط به نَسَب در صلاحیت ذاتی دادگاه خانواده می باشد و از نظر صلاحیت محلی ، دادگاه محل اقامت خوانده (فرزند / مادر فرزند) صالح به رسیدگی است.








6 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید
سلام؛ نفی نسب خواهران ناتنی ( از پدر یکی از مادر جدا ) در صورتی که مادران هر دو طرف نیز فوت نموده باشند امکان پذیر هست؟ برای یک چنین دادخواستی قاضی آزمایش DNA خواهد نوشت؟؟؟ فرزند دختری از همسر اول پدر می باشند دو فرزند دختر بعدی از همسر دوم پدر هستند می خواهند فرزند همسر اول پدر را نفی نسب بنمایند . با تشکر
از نظر حقوقی ایرادی بر طرح دعوای نفی نسب از جانب افراد غیر از پدر مترتب نیست؛ لیکن در رویه برخی از محاکم چنین دعوایی با رد دعوا مواجه می گردد برخی محاکم نیز در مواردی حکم بر نفی نسب صادر می نمایند بطور کلی موضوع اختلافی می باشد.
سلام؛ در صورتی که قاضی دستور به گرفتن پرینت پیامک دهد آیا برای خوانده اس ام اس می رود و خوانده متوجه می شود که قاضی این دستور را صادر نموده است؟ فعلا شرایط شکایت را ندارم اما نیاز به جمع آوری اس ام اس ها دارم . لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
سلام وقت بخیر. در ابتدا این نکته را مد نظر داشته باشید که بدون طرح دعوای مقتضی اخذ چنین دستوری از مقام قضایی میسر نمی باشد، لیکن در صورت اخذ چنین دستوری، طرف مقابل می تواند با مطالعه پرونده از روند اقدامات انجام شده مطلع گردد.
سلام؛ نامادریم پس از 8 سال زندگی مشترک با پدرم زمانی که دید از پدرم دارای فرزند نمی شود بدلیل شرایط مالی خوب پدرم، از طریق رابطه نامشروع با کس دیگری خود را باردار نمود و با جادو و جنبل پدرم را وادار نمود برای این فرزند نامشروع شناسنامه بگیرد و خود را پدر این فرزند بداند. نامادریم فوت نموده، پدرم در آستانه فوت خود به ما اعلام نمود آن فرزند از من نیست مرا حلال کنید این فرزند نامشروع که دارای اماره فراش هم هست و متاسفانه پدرم برای ایشان شناسنامه اخذ نموده اند دو سال ماه قبل از فوت پدرم در آزمایشگاه بیرون با پدرم آزمایش دی ان ای داد و قبول نمود فرزند پدرم نیست. الان چون پدرم فوت نموده اند زیر همه چیز زده اند و انکار می کنند که آزمایش داده اند و ارث می خواهند. ما سه خواهر از همسر اول پدرمان هستیم و فرزند نامادریم نیز دختر می باشد. لطفا راهنمایی بفرمایید با تشکر
1) اگر دادخواست نفی نسب بدهیم قاضی آزمایش دی ان ای بین خواهران خواهند نوشت؟
2) چون والدین ما به رحمت خدا رفته اند در پزشکی قانونی انجام یک چنین آزمایشی امکان پذیرهست؟
3) اگر خوانده حاضر به انجام آزمایش دی ان ای نشود که صد در صد هم نخواهد شد چون می داند از پدرم نیست تکلیف حکم قاضی چه می شود؟
دعوی نفی نسب در چنین فرضی امری اختلافی بوده و در اکثر موارد به دلیل اماره فراش رد می گردد، در این خصوص می بایست در دادخواست تقدیمی موضوع را خارج از اماره فراش بدانید و برای اثبات آن اقدام نمایید چنانچه موجب اقناع قاضی گردد ایشان اقدام به دستور اخذ آزمایش ژنتیکی می نماید؛ در چنین فرضی عدم حضور خوانده، اماره ای بر عدم ذیحقی ایشان تلقی می گردد.